تبليغاتX
کوروش هخامنش
کوروش هخامنش
کوروش هخامنش
نوشته شده در تاريخ شنبه دوم خرداد 1388 توسط محمد علی شادکام |
در فرهنگ اصيل ايران باستان پنچ جشن با اهميت وجود دارد كه عبارتند از: نوروز، مهرگان، تيرگان، يلدا و سده. در تقويم ايران باستان كه كوروش كبير ايجاد كرده بود، هر روز از ماه داراي نامي است و روز شانزدهم هر ماه روز مهر نام دارد. در هر ماه مردم روزي را كه نامش با نام ماه يكي مي شد ، جشن مي گرفتندو آن روز را گرامي مي داشتند. روز مهر از ماه مهر ، روز جشن مهرگان نام دارد.

مهر در معني لغوي، مهر، محبت و پيوستن معنا دارد و مهرگان نزد برخي اقوام كهن ايراني از نوروز نيز مهمتر بود و دلايل اين اهميت، منسوب بودن مهرگان به الهه مهر (ميترا) بود، كه فرشته مهر و دوستي و عهد و پيمان و مظهر نور و روشنايي بود. و آنچنان تقدسي نزد آريايي ها داشت كه كيش پرستش مهر بوجود آمد و از ايران به بابِل و سپس به اروپا رفت و آيين ميترايسم شكل گرفت كه منجر به شكل گيري برخي از طرق عرفاني شد. و در نهايت يكي از سرچشمه هاي مهم مسيحيت گرديد.
به عيد ميترا عيد "بغ" نيز مي گفتند. چرا كه بغ به معناي خداوند است و بعد ها به ميترا تبديل شده است. جالب است بدانيد كه پايتخت كشور عراق كه بغداد نام دارد، يك اسم كاملا پارسي است به معناي خداداد!

مهر در انديشه هاي كهن واسطه ميان فروغ ازلي و فروغ پديد آمده (آفريدگار و آفريدگان) بود و چون مظهر نور بود، به مفهوم خورشيد نيز به كار مي رفت. مهر حامي صلح و صفا و ضامن عهد و پيمان و همچنين نگهبان كشتزارها و كاشتها و پاسدار مردم و بخشنده آرامش به سرزمين ايران بود.

در دوران تسلط آيين زرتشت با اهميت يافتن مقام اهورامزدا و عموميت يافتن آيين يكتا پرستي از مقام مهر به تدريج كاسته شد و از آن پس مهر تنها به عنوان فرشته اي بلند پايه ستايش مي شد و به ايزد مهر مشهور شد. و مقام او بر بالاي كوه تلبرز تصور مي شد كه بر گردونه 4 اسبه خويش از كوه خاور به باختر مي شتافت. و جهان را سرشار از نور و روشنايي و بركت مي ساخت.

مهرگان روز بزرگداشت ايزد مهر بود و اين جشن ملي در سراسر ايران با شكوه و جلال خاصي برگزار مي شد.

روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان مهر بفزا اي نگارِ مهر چهرِ مهربان

گذشته از عقايد مذهبي قدرتمندي كه در پس اينگونه جشن ها نهفته است، يك پيشينه تاريخي و پس زمينه فرهنگي نيز پشتوانه آن است.

ايرانيان در طول تاريخ خود راه درازي را پيموده اند، هم در اين راه شكل گرفته اند و هم به اين راه شكل داده اند. اين شكل و شمايل نه چندان مايه فخر و مباهات است و نه چندان مايه سر شكستگي و خواري. هر چه هست تاريخ ملتي است كه ساختار رواني و اجتماعي ويژه خود را دارد. تاريخ ملت ما با آيين مناسكي عجين شده است كه به زندگي انسان ايراني در طي قرون متمادي معنا بخشيده اند و اصولا از كاركردهاي اسطوره ها هويت بخشي و معنا دادن به زندگي است. زبان اسطوره زبان راز و رمز است. ذهن انسان را از ظاهر به باطن معطوف مي كند و از گذشته به حال و از حال به آينده توجه مي دهد. گويي بيانگر آمال، آرزوها و آرمان هاي يك قوم است. اسطوره ها غايت آرزوهاي اقوام را تعريف مي كنند و به زندگي جهت مي بخشند.

ياد آوري اين جشن ها مي تواند تا حدودي معرفت به خود را سبب شود، به خصوص براي ملتي كه ريشه در ژرفا دارد.

در همه اعياد و مناسك ايران باستان انديشه و تفكري جاري و ساري است كه به اين جشن ها رنگ و بوي معنوي عجيبي مي بخشد. آيين ها و مناسبت ها همه نمادي از حركت هايي در تاريخ قوم ايراني است. كه در ادبيات اين قوم نيز تجلي يافته است.

مثلا تيرگان سالروز حركت تاريخي آرش كمانگير است بر عليه ظلم و جور حاكم. حركت او يك حركت چند بعدي به معناي كامل است كه در قالب اسطوره و شعر هم به آن پرداخته شده است.

در مورد فلسفه جشن مهرگان هم نظريه هاي بسياري موجود است كه در ذيل به برخي از آنها اشاره مي كنم:

1) روز مهر روزي است كه خداوند زمين را بگستراند و روح را در كالبد اجساد دميد.

2) در اين روز فرشتگان به كمك كاوه آهنگر رفتند تا بتواند بر ضحاك ستمگر غلبه كند و او را شكست دهد و در همين روز بود كه فريدون بر تخت پادشاهي نشست.

3) در اين روز فريدون ضحاك را در بابِل گرفت و به كوه دماوند فرستاد تا او را در بند كنند و به سبب اتفاق جشن گرفتند، آن را عيد نام نهادند و از آن پس حكام بر رعاياي خود مهر مي ورزيدند و محبت مي كردند.

4) پادشاهي به نام مهر در زمانهاي دور مي زيسته كه بسيار ظالم بود. در اواسط مهر ماه به جهنم واصل مي گردد و به همين دليل نام اين روز مهرگان به معناي مردن پادشاه است.

5) اردشير بابكان در اين روز تاجگذاري كرده است. تاج او به شكل چهره آفتاب است وازآن روز به بعد پادشاهان در اين روز تاجگذاري مي كردند.

آنچه بيش از هر چيز رخ مي نمايد، نقطه مشتركي است كه در تمام جشن هاي ايراني مي توان سراغ گرفت. اگر شب دراز است به ايان مي رسد (يلدا) ، زمستان دراز و تازيانه هاي سرما خواهد رفت (نوروز)، ظلم و بيداد ضحاك ها و افراسياب ها نابود خواهد گشت (تيرگان و مهرگان) و سر انجام آنچه مي ماند، روشنايي، زيبايي، ايثار، محبت، و نام نيك است. در واقع جشن هاي ايراني بيانگر آرزوهاي ملت ايران براي آزادي از ظلم و بيداد است. و پاسداشت ارزشهاي متعالي انساني و روشنگر نور اميد در دلهاي ستمديدگان.

 

نوشته شده در تاريخ شنبه دوم خرداد 1388 توسط محمد علی شادکام |
نقدی کوتاه بر تاريخچه پرچم

 نخستين اشاره در تاريخ اساطير ايران به وجود پرچم، به قيام کاوه آهنگر عليه ظلم و ستم آژي دهاک(ضحاک) بر ميگردد. در آن هنگام کاوه براي آن که مردم را عليه ضحاک بشوراند، پيش بند چرمی خود را بر سر چوبی کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانروای خونخوار را در هم کوبید و فريدون را بر تخت شاهی نشانيد .

فريدون نيز پس از آن فرمان داد تا پاره چرم پيش بند کاوه را با ديباهای زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهی خواند و بدين سان " درفش کاویان " پديد آمد. نخستين رنگهای پرچم ايران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه اي ویژه بر روي آن وجود داشته باشد. درفش کاویان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاريخ تا پيش از حمله اعراب به ايران، بویژه در زمان ساسانيان و هخامنشیان پرچم ملی و نظامی ايران را درفش کاویان مي گفتند.

محمدبن جرير طبري در کتاب تاريخ خود به نام الامم و الملوک مينويسد: درفش کاويان از پوست پلنگ درست شده، به درازاي دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بين نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است  60  سانتي متر به حساب آوريم، تقريباٌ پنج متر عرض و هفت متر طول ميشود. ابولحسن مسعودي در مروج ذهب نيز به همين موضوع اشاره ميکند.

به روايت اکثر کتب تاريخي، درفش کاويان زمان ساسانيان از پوست شير يا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوري بر روي آن باشد. هر پادشاهي که به قدرت مي رسيد تعدادي جواهر بر آن مي افزود. به هنگام حمله اعراب به ايران، در جنگي که در اطراف شهر نهاوند در گرفت درفش کاويان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور " بهارستان " نزد عمربن خطاب خليفه مسلمانان، بردند وي از بسياري گوهرها، دُرها و جواهراتي که به درفش آويخته شده بود دچار شگفتي شد و به نوشته فضل الله حسيني قزويني در کتاب المعجم: " امير المومنين سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند و آن پوست را سوزانيدند "

با فتح ايران به دست اعراب - مسلمان، ايرانيان تا دويست سال هيچ درفش يا پرچمي نداشتند و تنها دو تن از قهرمانان ملي ايران زمين، يعني ابومسلم خراساني و بابک خرم دين داراي پرچم بودند. ابومسلم پرچمي يکسره سياه رنگ داشت و بابک سرخ رنگ به همين روي بود که طرفداران اين دو را سياه جامگان و سرخ جامگان مي خواندند. از آنجائي که علماي اسلام تصويرپردازي و نگارگري را حرام ميدانستند تا سالهاي مديد هيچ نقش و نگاری از جانداران بر روي درفش ها تصور نمي شد

 نخستين تصوير بر روي پرچم ايران

 در سال  355  خورشیدی  976  میلادی که غزنويان، با شکست دادن سامانيان، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوی براي نخستين بار دستور داد نقش يک ماه را بر روي پرچم خود که رنگ زمينه آن يکسره سياه بود زردوزی کنند. سپس در سال  410  خورشیدی  ( 1031  میلادی ) سلطان مسعود غزنوی به انگيزه دلبستگی به شکار شير دستور داد نقش و نگار يک شير جایگزین ماه شود و از آن پس هیچگاه تصوير شير از روي پرچم ملي ايران برداشته نشد تا انقلاب ايران در سال  1979  میلادی

 افزوده شدن نقش خورشید بر پشت شير

 در زمان خوارزمشاهيان يا سلجوقيان سکه هايي زده شد که بر روي آن نقش خورشيد بر پشت شیر آمده بود، رسمی که به سرعت در مورد پرچم ها نيز رعایت گرديد. در مورد علت استفاده از خورشيد دو ديدگاه وجود دارد، يکی اینکه چون شير گذشته از نماد دلاوری و قدرت، نشانه ماه مرداد ( اسد ) هم بوده و خورشيد در ماه مرداد در اوج بلندی و گرمای خود است، به اين ترتيب همبستگی ميان خانه شير ( برج اسد ) با میانه تابستان نشان داده مي شود. نظريه ديگر بر تاثیر آيين مهرپرستي و ميترائيسم در ايران دلالت دارد و حکايت از آن دارد که به دليل تقدس خورشيد در اين آئين، ايرانيان کهن ترجيح دادند خورشيد بر روي سکه ها و پرچم بر پشت شير قرار گيرد .

 پرچم در دوران صفويان

 در ميان شاهان سلسله صفويان که حدود  230  سال بر ايران حاکم بودند تنها شاه اسماعيل اول و شاه طهماسب اول بر روي پرچم خود نقش شير و خورشيد نداشتند. پرچم شاه اسماعيل يکسره سبز رنگ بود و بر بالای آن تصوير ماه قرار داشت. شاه طهماسب نيز چون خود زاده ماه فروردين ( برج حمل ) بود دستور داد به جای شير و خورشيد تصوير گوسفند ( نماد برج حمل ) را هم بر روي پرچمها و هم بر سکه ها ترسيم کنند. پرچم ايران در بقیه دوران حاکميت صفويان سبز رنگ بود و شير و خورشيد را بر روي آن زردوزی مي کردند. البته موقعيت و طرز قرارگرفتن شير در همه اين پرچمها يکسان نبوده، شير گه نشسته بوده، گاه نيمرخ و گاه رو به سوی بيننده. در بعضی موارد هم خورشيد از شير جدا بوده و گاه چسبيده به آن. به استناد سیاحت نامه ژان شاردن جهانگرد فرانسوی استفاده از بیرق هاي نوک تيز و باريک که بر روي آن آيه اي از قرآن و تصوير شمشير دوسر علی يا شير خورشيد بوده، در دوران صفويان رسم بوده است. به نظر مي آيد که پرچم ايران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب، سه گوشه بوده نه چهارگوش

 پرچم در عهد نادرشاه افشار

 نادر که مردي خود ساخته بود توانست با کوششی عظيم ايران را از حکومت ملوک الطوايفی رها ساخته، بار ديگر يکپارچه و متحد کند. سپاه او از سوی جنوب تا دهلی، از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و کرکوک و بغداد و از شرق تا مرز چين پيش روي کرد. در همين دوره بود که تغييراتی در خور در پرچم ملي و نظامی ايران بوجود آمد. درفش شاهی يا بيرق سلطنتی در دوران نادرشاه از ابريشم سرخ و زرد ساخته مي شد و بر روي آن تصوير شير و خورشيد هم وجود داشت اما درفش ملي ايرانيان در اين زمان سه رنگ سبز و سفيد و سرخ با شیری در حالت نيمرخ و در حال راه رفتن داشته که خورشیدی نيمه بر آمده بر پشت آن بود و در درون دايره خورشيد نوشته بود: " المک الله " سپاهيان نادر در تصویری که از جنگ وي با محمد گورکانی، پادشاه هند، کشيده شده، بيرقی سه گوش با رنگ سفيد در دست دارند که در گوشه بالایی آن نواری سبز رنگ و در قسمت پایینی آن نواری سرخ دوخته شده است. شيری با دم برافراشته به صورت نيمرخ در حال راه رفتن است و درون دايره خورشيد آن بازهم " المک الله " آمده است. بر اين اساس ميتوان گفت پرچم سه رنگ عهد نادر مادر پرچم سه رنگ فعلی ايران است. زيرا در اين زمان بود که براي نخستين بار اين سه رنگ بر روي پرچم هاي نظامی و ملي آمد، هر چند هنوز پرچمها سه گوشه بودند

 دوره قاجارها، پرچم چهار گوشه

 در دوران آقامحمدخان قاجار، سر سلسله قاجاريان، چند تغيير اساسی در شکل و رنگ پرچم داده شد، يکی اين که شکل آن براي نخستين بار از سه گوشه به چهارگوشه تغيير يافت و دوم اين که آقامحمدخان به دليل دشمنی که با نادر داشت سه رنگ سبز و سفيد و سرخ پرچم نادری را برداشت و تنها رنگ سرخ را روي پرچم گذارد. دايره سفيد رنگ بزرگي در ميان اين پرچم بود که در آن تصوير شير و خورشيد به رسم معمول وجود داشت با اين تفاوت بارز که براي نخستين بار شمشيری در دست شير قرار داده شده بود. در عهد فتحعلی شاه قاجار، ايران داراي پرچمي دوگانه شد. يکی پرچمي يکسره سرخ با شيری نشسته و خورشيد بر پشت که پرتوهای آن سراسر آن را پوشانده بود. نکته شگفتي آور اين که شير پرچم زمان صلح شمشير بدست داشت در حالی که در پرچم عهد جنگ چنين نبود. در زمان فتحعلی شاه بود که استفاده از پرچم سفيد رنگ براي مقاصد ديپلماتيک و سياسی مرسوم شد. در تصويری که يک نقاش روس از ورود سفير ايران " ابوالحسن خان شیرازی " به دربار تزار روس کشيده، پرچمي سفيد رنگ منقوش به شير و خورشيد و شمشير، پيشاپيش سفير در حرکت است. سالها بعد، اميرکبير از اين ویژگی پرچم هاي سه گانه دوره فتحعلی شاه استفاده کرد و طرح پرچم امروزی را ريخت. براي نخستين بار در زمان محمدشاه قاجار ( جانشين فتحعلی شاه ) تاجی بر بالای خورشيد قرار داده شد. در اين دوره هم دو درفش يا پرچم به کار مي رفته است که بر روي يکی شمشير دو سر علی و بر ديگري شير و خورشيد قرار داشت که پرچم اول درفش شاهی و دومی درفش ملي و نظامی بود

 اميرکبير و پرچم ايران

 میرزا تقی خان اميرکبير، بزرگمرد تاريخ ايران، دلبستگی ويژه اي به نادرشاه داشت و به همين سبب بود که پيوسته به ناصرالدين شاه توصيه مي کرد شرح زندگی نادر را بخواند. اميرکبير همان رنگ هاي پرچم نادر را پذيرفت، اما دستور داد شکل پرچم مستطیل باشد ( بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه ) و سراسر زمينه پرچم سفيد، با يک نوار سبز به عرض تقریبی  10  سانتي متر در گوشه بالائی و نواری سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پائین پرچم دوخته شود و نشان شير و خورشيد و شمشير در ميانه پرچم قرار گيرد، بدون آنکه تاجی بر بالای خورشيد گذاشته شود. بدين ترتيب پرچم ايران تقريباٌ به شکل و فرم پرچم امروزی ايران درآمد

 انقلاب مشروطيت و پرچم ايران

 با پيروزی جنبش مشروطه خواهی در ايران و گردن نهادن مظفرالدين شاه به تشکيل مجلس، نمايندگان مردم در مجلس هاي اول و دوم به کار تدوين قانون اساسی و متمم آن مي پردازند. در اصل پنجم متمم قانون اساسي آمده بود: " الوان رسمی بيرق ايران، سبز و سفيد و سرخ و علامت شير و خورشيد است"، کاملا مشخص است که نمايندگان در تصويب اين اصل شتابزده بوده اند. زيرا اشاره اي به ترتيب قرار گرفتن رنگها، افقی يا عمودی بودن آنها، و اين که شير و خورشيد بر کدام يک از رنگها قرار گيرد به ميان نيامده بود. همچنين درباره وجود يا عدم وجود شمشير يا جهت روي شير ذکری نشده بود. به نظر مي رسد بخشی از عجله نمايندگان به دليل وجود شماری روحانی در مجلس بوده که استفاده از تصوير را حرام مي دانستند. نمايندگان نوانديش در توجيه رنگهای به کار رفته در پرچم به استدلالات دينی متوسل شدند، بدين ترتيب که مي گفتند رنگ سبز، رنگ دلخواه پيامبر اسلام و رنگ اين دين است، بنابراين پيشنهاد مي شود رنگ سبز در بالای پرچم ملي ايران قرار گيرد. در مورد رنگ سفيد نيز به اين حقيقت تاريخي استناد شد که رنگ سفيد رنگ مورد علاقه زرتشتيان است، اقليت دينی که هزاران سال در ايران به صلح و صفا زندگی کرده اند و اين که سفيد نماد صلح، آشتی و پاکدامنی است و لازم است در زير رنگ سبز قرار گيرد. در مورد رنگ سرخ نيز با اشاره به ارزش خون شهيد در اسلام، بويژه امام حسين و جان باختگان انقلاب مشروطيت به ضرورت پاسداشت خون شهيدان اشاره گرديد. وقتی نمايندگان روحانی با اين استدلالات مجاب شده بودند و زمينه مساعد شده بود، نوانديشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع نشان شير و خورشيد کشاندند و اين موضوع را اين گونه توجيه کردند که انقلاب مشروطيت در مرداد (سال  1285  هجری شمسی  1906  میلادی) به پيروزی رسيد يعني در برج اسد(شير). از سوی ديگر چون اکثر ايرانيان مسلمان شيعه و پيرو علی هستند و اسدالله از القاب حضرت علی است، بنابراين شير هم نشانه مرداد است و هم نشانه امام اول شيعيان در مورد خورشيد نيز چون انقلاب مشروطه در ميانه ماه مرداد به پيروزی رسيد و خورشيد در اين ايام در اوج نیرومندی و گرمای خود است پيشنهاد مي کنيم خورشيد را نيز بر پشت شير سوار کنيم که اين شير و خورشيد هم نشانه علی باشد هم نشانه ماه مرداد و هم نشانه چهاردهم مرداد يعني روز پيروزی مشروطه خواهان و البته وقتی شير را نشانه پیشوای امام اول بدانيم لازم است شمشير ذوالفقار را نيز بدستش بدهيم. بدين ترتيب براي اولين بار پرچم ملي ايران به طور رسمی در قانون اساسي به عنوان نماد استقلال و حاکميت ملي مطرح شد. در سال  1336  منوچهر اقبال، نخست وزير وقت به پيشنهاد هياتی از نمايندگان وزارت خانه هاي خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طی بخش نامه اي ابعاد و جزئيات ديگر پرچم را مشخص کرد. بخش نامه ديگري در سال  1337  در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر شد و طی آن مقرر گرديد طول پرچم اندکی بيش از يک برابر و نيم عرضش باشد.

 پرچم بعد از انقلاب

 در اصل هجدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران مصوب سال  1358  (1979  میلادی) در مورد پرچم گفته شده است که پرچم جمهوری اسلامی از سه رنگ سبز، سفید و سرخ تشکیل مي شود و نشانه جمهوری اسلامی (تشکیل شده با حروف الله اکبر که شباهت زیادی به علامت پرچم سيک ها، يک گروه تندروی هندی دارد) در وسط آن قرار دارد

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 توسط محمد علی شادکام |
سلام از این به بعد مطلب هم می زارم
نوشته شده در تاريخ شنبه چهاردهم دی 1387 توسط محمد علی شادکام |
با ابراز تاسف به خاموشی اعراب  لطفا برای مردم غزه  باهم دعا کنیم و برای ظهور مهدی زهرا دعا کنیم.
نوشته شده در تاريخ شنبه چهاردهم دی 1387 توسط محمد علی شادکام |
با سلام فرا رسیدن ماه محرم را به شما تسلیت میگویم و امید وارم که من را دعا کنید.
نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهاردهم مهر 1387 توسط محمد علی شادکام |
کوروش

نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهاردهم مهر 1387 توسط محمد علی شادکام |
با سلام خدمت شما آریاییهای عزیز  از امروز مطالب و عکسهای جدیدی ارسال میکنم امیدوارم که

خوشتان بیاید .(با تشکر محمد علی شادکام)

نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم مرداد 1387 توسط محمد علی شادکام |
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 توسط محمد علی شادکام |

درباره وبلاگ

این وب جهت اطلاع مردم از تاریخشان است وبس
پست الکترونیک
آخرين مطالب
آرشيو مطالب


Blog Skin